تبليغاتX
بانوی سرزمینم
يادداشت هايي از يك دانشجوی مطالعات زنان
از امروز شروع کردم به کار کردن بر روی ادامه پایان نامه ام.
از امروز شروع کردم باز هم می خوام کار کنم اما بودن تعطیلی، بدون تنبلی،بدون حواس پرتی و بدون خیلی چیزهای دیگری که فقط وقتم را از من می گیرند و باعث می شوند مثل یک فرد بی مسئولیت رفتار کنم.به خودم قول دادم که تا آبان ماه کار پایان نامه رو تموم کنم و بقیه وقتم رو برای آزمون دکتری برنامه ریزی کنم.
امیدوارم اوضاع آن طوری که من می خواهم باشد و خودم هم تنبلی و بازیگوشی رو کنار بگذارم کارم را به اتمام برسانم.
خلاصه اینکه باید تلاش کنم تلاش تلاش تلاش

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 16:20  توسط رحمتی | 
  • آزادي، در دامن اسارت مي زايد، در زنجير رشد مي كند، از ستم تغذيه مي كند، با غصب بيدار مي شود. . . هاي، اين سرنوشت آزادي است!
  • + نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:26  توسط رحمتی | 
    اين روزها مشغول نوشتن پايان نامه هستم به اين خاطر وقت كمتري براي اينجا دارم.

    + نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:26  توسط رحمتی | 
    + نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 17:6  توسط رحمتی | 


    در ادامه مطالب گذشته كه مربوط به جامعه شناسي و جنسيت بود مي خواهم به گزارشي از پژوهش هاي خودم و همكلاسي هايم بپردازم.
    ابتدا از خود کلاس می گوییم.
    ترم اول كه بوديم دو واحد درسي به نام جامعه شناسي جنسيت به ما ارائه شد كه بر عكس كليه واحدهامون بود چون استادش خانم دكتر مشاور  وزير بودند (استاد مهم زیاد داشتیم ولی این طوریشو نه دیگه)و زياد به كلاس درس تشريف نمي آوردند خوب ماهم مجبور بودیم خودمون كارهاي كلاس را انجام بدهیم ‌خلاصه اینکه تحقيق مي كرديم بعد هر كداممان هم دو جلسه ارائه داشتيم تا كلاس تمام شود ترم تحصيلي هم همين طور.
    البته بر نيست بگویم كه خانم دكتر خيلي ادعاي دين وديانت مي كردند ولي نمي دانم هيچ گاه از خود پرسيدند كه اين چه كلاسی است كه با يك ربع تاخير شروع مي شود و بعد از يك ربع هم خانم به خاطر جلسه با وزير كلاس را ترك مي كنند وآیا اصلا پولي كه بابت اين كلاس مي گيرد حلال است يا نه؟!!
    از خانم دکتر بگذریم چون نمی خواهیم بیشتر از این ازش بد بگم هر چند که اگر بخواهم بگویم کتابی می شود قطور.
    موضوع كار پژوهشي من تفاوت هاي روانشناسي زنان ومردان بود كه براي خودم هم بسيار جالب بود.در پست های بعدی به قسمت هایی از آن اشاره می کنم.
     
    + نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 20:33  توسط رحمتی | 

    جنسيت و جامعه

    پسر يا دختر به دنيا آمدن شما پيامد مهمي براي همه ي جنبه هاي زندگي تان خواهد داشت. از انتظاراتي كه ديگران در جامعه از شما دارند، تا رفتار ديگران با شما، و رفتار خودتان.

    اين امر صرف نظر از جامعه اي كه فرد در آن متولد شده در همه جا صادق است. هر چند اين پيامدها در جوامع گوناگون با هم فرق دارند. تقريباً همه جوامع بر پايه ي تفاوت هاي جنسيتي ميان زن و مرد سازمان يافته اند.

    اصطلاح جنس بر تفاوت هاي بيولوژيك ميان زن و مرد دلالت دارد. حال آنكه جنسيت ناظر بر ويژگي هاي شخصيتي و رواني است كه جامعه آن را تعيين مي كند و با مرد يا زن بودن و به اصطلاح مردانگي و زنانگي همراه است.

    "جامعه شناسي جنسيت" به اين نابرابري هاي جنسيتي، فرآيند هاي جهاني شدن گسترش تقسيم كار جنسي در سطح جهان و زنانه شدن فقر مي پردازد."زنانگي " و "مردانگي" نه ويژگي هايي ذاتي، مطلق و فراسوي زمان و مكان، بلكه مقولاتي اجتماعي و فرهنگي، ساخته و پرداخته ي شرايط تاريخي معين و گاه حتي دست خوش نيازهاي سياسي و اقتصادي زود گذراند. از اين رو نگرش انتقادي به مقوله ي جنسيت نه تحليلي از ذات اين پديده بلكه كنكاشي است مشخص و تاريخي در جنبه هاي مختلف زندگي اجتماعي، فرهنگي و سياست.

    + نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:5  توسط رحمتی | 
    + نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:23  توسط رحمتی | 
    سلام
    تقریبا سه هفته است به علت مشکلی که برای مادر شوهرم پیش آمد نتوانستم وبلاگم را به روز کنم.

    + نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 12:43  توسط رحمتی | 



    امشب از آسمان ديده تو

    روي شعرم ستاره مي بارد

    در سكوت سپيد كاغذها

    پنجه هايم جرقه مي كارد

      

    شعر ديوانه تب آلودم

    شرمگين از شيار خواهش ها

    پيكرش را دوباره مي سوزد

    عطش جاودان آتش ها

      

    آري، آغاز دوست داشتن است

    گر چه پايان راه ناپيداست

    من به پايان دگر نينديشم

    كه همين دوست داشتن زيباست

      

    از سياهي چرا حذر كردن

    شب پر از قطره هاي الماس است

    آنچه از شب بجاي مي ماند

    عطر سكر آور گل ياس است

     

     آه، بگذار گم شوم در تو

    كس نيابد ز من نشانه من

    روح سوزان آه مرطوبت

    بوزد بر تن ترانه من

      

    آه، بگذار زين دريچه باز

    خفته در پرنيان رؤياها

    با پر روشني سفر گيرم

    بگذرم از حصار دنياها

     

    داني از زندگي چه مي خواهم

    من تو باشم، تو، پاي تا سر تو

    زندگي گر هزارباره بود

    بار ديگر تو، بار ديگر تو

      

    آنچه در من نهفته دريائيست

    كي توان نهفتنم باشد

    با تو زين سهمگين توفاني

    كاش ياراي گفتنم باشد

     

     بسكه لبريزم از تو، مي خواهم

    بدوم در ميان صحراها

    سر بكوبم به سنگ كوهستان

    تن بكوبم به موج درياها

     

     بسكه لبريزم از تو، مي خواهم

    چون غباري ز خود فرو ريزم

    زير پاي تو سر نهم آرام

    به سبك سايه تو آويزم

     

     آري، آغاز دوست داشتن است

    گر چه پايان راه ناپيداست

    من به پايان دگر نينديشم

    كه همين دوست داشتن زيباست.

    از بزرگ بانوی سرزمینم فروغ

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:34  توسط رحمتی | 
    با سلام
    امروز تولد این وبلاگ است.تصمیم دارم در این وبلاگ علاوه بر موضوعات گوناگون و مورد علاقه موضوعاتی را درباره زنان که مرتبط با رشته تحصیلیم می باشد بیاورم.

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:33  توسط رحمتی |